علمی_پزشکی
درباره وبلاگ


"هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست"ابن سینا

http://www.vyber.loxblog.com/
http://www.wechat3.ir/

مدیر وبلاگ : سجاد محمدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حکما طب را اینگونه تعریف کرده اند که:طب صناعتی است که بدنهای مردم عنایت دارد
و به آن سلامتی و صحت می بخشد».آنگاه توسط این صناعت یا فن بیماریهای مردم را
تشخیص می داده اند وبراساس مبانی ای که بخشی از آن درادامه ذکر خواهد شد به درمان
مردم می پرداخته اند.طب سننتی به قدری غنی و دارای مطالب گوناگون و کتابهای فراوان
است که درست یاد گرفتن آن به مطالعه تعداد زیادی کتاب و صرف زمان طولانی نیاز دارد
آنچه در زیر می آوریم فقط خلاصه ای از اصول طب سنتی جهت آشنایی کلی با این طب و
مبانی آن است امید است مورد توجه قرار گیرد.
حکمای قدیم طب را به فرمی که در زیر آمده تقسیم بندی می کرده اند.
طب نظری:مجموعه دانشهای پایه ای است که فرد باید بداند تا بتواند وضعیت کلی مریض را
تشخیص دهد.
طب علمی:بازهم دانشی است که باید درکلاس درس یادگرفته شود که با این دانش دستوارت و
نسخه های بیمار را هدایت می کنیم.
همچین بیماری یا مرض را حکما بدین گونه معنی می کرده اند که:هرگاه فعلی از مجرای
طبیعی خود انجام نشود مرض رخ داده است(اختلال درافعال)آنوقت دربخش طب نظری
قسمتی داشته اند بنام امور طبیعیه  که از ارکان،امزجه،اخلاط،اندام،ارواح،قوی وافعال تشکیل
یافته است.همانگونه که گفتیم وقتی مرضی حاصل می شد یعنی اختلال درافعالی رخ می داد
طبیب با تجربه ای که داشت پی به نوع اختلال در قوی واز آنجا به اختلال درارواح وازآنجا
به اختلال در اندام و از آنجا به اختلال در اخلاط و از آنجا به اختلال در اخلاط و از آنجا به
اختلال در امزجه و از آنجا به اختلال در ارکان بیمار پی می برد.
سپس با تغییر دادن ارکان بیمار توسط غذاها،داروها یا تدابیر علمی(مثل حجامت،فصد و...)
باعث درمان بیماری می شده است.این روند به کمک توجه به دلایل و علائم بیماری و اسباب
و علل بیماری امکانپذیراست.اما اینکه این قوی،ارواح،اندام،اخلاط،امزجه و ارکان یعنی چه
در ادامه به توضیح مختصری درباره آنها می پردازیم






نوع مطلب :
برچسب ها : سلامت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 12 شهریور 1397
سجاد محمدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر