علمی_پزشکی
درباره وبلاگ


"هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست"ابن سینا

http://www.vyber.loxblog.com/
http://www.wechat3.ir/

مدیر وبلاگ : سجاد محمدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اعتقادبه گرمی و سردی غذاها درتمام طول تاریخ مدون پزشکی پعنی متجاوز از دوهزار
و پانصد سال گذشته یکی از اصول اساسی علم طب راتشکیل می داده و همواره دراذهان
عمومی برای خودکاملا جاباز کرده وطبقات مختلف مردم به آن ایمان و اعتقاد راسخ و
کامل داشته اند ولی در مکتب جدید پزشکی نه اروپاییان در این باره تحقیقاتی نموده اند و
ایرانیان که وارث این علم شریف می باشند و درمقام بررسی درماهیات وحقیقت آن
برآمدند. سهل است که به مصداق(الانسان عدولماجهله)هرجاتوانسته با نیش قلم وزهرزبان
به طعن و تمسخرآن پرداختند.
اطبای کنونی به علت عدم اطلاع ازحقیقت علمی مزاجهاغالبابا تعجب خاصی،کسانی راکه
معتقدند به گرمی و سردی مزاج هستند مسخره کرده،این مطلب صد درصد علمی را در
ردیف اوهام وخرافات و از تراوشات فکری پیرزنان بی سواد می دانند.روزی در مطب
یکی از آقایان پزشکان بودم،هنگامی که نسخه ای برای بیمارمی نوشت و دارویی رابه
صورت کپسول تجویزمی کرد.بیمارازطبیب سوال کرد که آیا این کپسول گرم است یا
سرد.طبیب جواب داد اگردرآفتاب بگذاری گرم می شود واگردرسایه بگذاری سرد خواهد
شد ونیزیکی ازپزشکانی که تقریباسی سال پیش از اروپا به ایران آمد و بعدها ازپزشکان
معروف تهران شد.درتاریخ 12/12/1325شمسی ضمن یک سخنرانی در رادیوتحت
عنوان(جامعه پزشکی ایران)به مکتب پزشکی قدیم ایران سخت تاخته و اضهارداشت:
«تامدت زمانی طب جدید درکشورما حمایت نمی شد و پیروان مکتب های خصوصی و
فرضیه های سردی و گرمی سدبزرگی برای پیشرفت اصول نوین پزشکی به شمارمی
رفت».
ونیز یک دکتر داروساز که درعلم غذاشناسی صاحب نظرو دارای تالیفاتی مشحون از
آثارعلمی درخشان می باشد دریکی ازمولفاتش چنین می نویسد:
«مابه سردی و گرمی عقیده نداریم.غذایی را گرم می گوییم که آتش،حرارت آنرابالا
برده باشد مانند آب جوش،غذایی راسرد گوییم که حرارت آن پایین آمده باشد مانند یخ
غذایی راتر می گوییم که آبکی باشد مثل آب و شربت ها و هندوانه و خربزه و غذایی
را خشک می گوییم که بی آب باشد مثل پسته،بادام خشک و غیره.
حرارت را با گرما سنج اندازه می گیریم،رطوبت راهم با رطوبت سنج،ما یک میزان
الحراره را باگرما سنج اندازه می گیریم و آن را وارد ظرفی پر ازکشمش می کنیم و
می گوییم ای کسانی که می گویید کشمش گرم است ببینید خروارها کشمش قادرنیست
درجه میزان الحراره رابالا ببرد،حرارت کشمش و غوره باهم فرقی ندارد.
کسان دیگری هم بوده اند که درنوشته های خود گرمی کشمش و عسل را نه به علت
درجه حرارت ظاهری وفیزیکی آنها بلکه به این دربدن سوخته وایجاد کالری می کنند
توجیه کرده اند.اگراین استدلال درست باشد لازم می آید که بدون استسنا کلیه مواد غذایی
است که پس از هضم و جذب و ورود درخون و دخول درسلولها نسوزد و ایجاد حرارت
نکند پس چرا به زعم قدما بعضی از مواد غذایی مانند کاهو و کدوکلم  و غوره به جای
اینکه حرارت تولید کنند ایجاد برودت و سردی دربدن می نمایند؟
نگارنده این سطور که سالیان دراز است آثار علمی پزشکان قدیم ایران را بررسی و
مطالعه می کنم هرگز تاوقتی که مطلبی رابا امعان نظرکامل و تحقیق دقیق درنیابم اظهار
نظرنمی کنم وعلاوه براین تاکنون هیچگاه تحت تاثیرافکارعمومی قرارنگرفته،کورکورانه
به رد یا قبول مطلبی نپرداحته ام.دراین مورد نیز برای پی بردن به معتقدات قدما مانند
موارد دیگر چاره منحصربه فرد را در این می دانم که اولا باید متون قدیمه را نه طوطی
واربلکه با نهاییت دقت مطالعه کرد و درثانی به اصول مزبور پزشکی تطبیق داد و از آن
به نفع پیشرفت علم و عبارت بهتربه سود بشریت استفاده کرد.
برای درک مفهوم گرمی و سردی مواد غذایی یعنی برای اینکه مثلا بدانیم چرا عسل وفلفل
گرم است و کاهو سرد است عین نوشتهسیداسماعیل جرجانی راذیلا نقل کرده و سپس به
 توضیح درباره آن می پردازیم:
«هرگاه که طبیب گوید عسل و پلپل گرم ااست نه آن خواهد که گرمی و سردی آنرا به حس
بتوان شناخت اواندر آن کار کند و آنرا ازحال خامی برگرداند و آن کیفیت که عسل یاکوک
راهست اندرتن مردم پدید آید وتانخست حرارت مردم در آنچه  خورده باشد کارنکند ویاآن
چیز را حرارت او اثرنیابد و از حال خامی بنگرد کیفیت او پدید نیاید».
این گفته جرجانی صراحت دارد به اینکه گرمی عسل یا سردی کوک(کاهو)رابه حس نمی
توان شناخت.به عبارت دیگرگرمی و سردی آنها بالقوه است نه بالفعل پس اگر گرماسنج را
درخروارهاعسل فروکنیم درجه حرارت آن بالا نخواهد آمد واین فقط پس ازهضم وجذب و
ورود به خون است که اثر آنها ظاهرشده واز قوه بفعل خواهد آمد و برای توضیح درباره
 چگونگی پیدایش این اثر گرمی و سردی با اصلاحات و موازین علمی امروزه بایدشخص
رادرشرایط متابولیسم بازال قرار داده اثرات موادغذایی رادراوتعیین نماییم تا آنچه مفهوم
گرمی و سردی به عقیده قدما است معلوم شودزیرافقط دراین امرشخصی رادرنظرمی گیریم
که کاملا درحال استراحت بوده و حتی برای استراحت دستگاه گوارشی واعضاء داخل بدن
ابداغذانخورد.بطوری که بدن فقط از ذخایر غذایی خودبرای ادامه زندگی مصرف نمایند و
حرارت محیط هم طوری باشد که بدن احتیاجی به دفاع درمقابل گرما و سرمای خارجی
نداشته باشد دراین صورت مصرف بدن فقط برای تامین انرژی جهت کارقلب وعضلات
تنفسی وغدد وسلول ها خواهد بود.
واضح است که دراینجامصرف بدن فوق العاده کم شده وبه حداقلی خواهد رسید که آن را
مصرف حداقل یامتابولیسم بازال می نامند.
می دانیم که متابولیسم بازال درنزد هرشخصی تقریباعددثابتی است که بطور متوسط1600
تا1700کالری بزرگ در24ساعت می باشد،بالارفتن آن دلیل برافزایش احتراقات بدن و
پایین آمدن علانت نقصان احتراقات می باشد.
عواملی که این افزایش ونقصان احترقات بدن راباعث می شودمتعدد است ویکی ازمهمترین
آنها ورود مواد غذایی درخون می باشد(پس ازهضم وجذب)دراینجا باید نکته ای راتذکردهیم
وآن این است که تجربه های متعدد دانشمندان نشان داده است که اگر موادغذایی رادرخارج
بسوزانیم درست به همان اندازه تولید حرارت خواهند نمود که دربدن ایجادمی نمایند.فقط باید
درنظرداشت که مواد سفیده ای دربدن احتراق کامل پیدا نکرده وتمام ملکول آن بصورت آب
وانیدریدکربینیک در نمی آید بلکه مقداری ازآن بصورت ننیم سوخته یعنی اوره دفع می شود.
ازطرف دیگرتمام موادغذایی درروده هاجذب نشده و مقداری ازآنهابدون استفاده ازبدن دفع
می شوندکه تقریبا5درصداغذیه راتشکیل می دهند.باتوجه به این ضرایب یک گرم ماده
سفیده ای 3/68کالری ویک گرم چربی8/65کالری ویک گرم نشاسته ای 3/83کالری
ایجاد می کند می کند ولی درعمل برای سهولت محاسبه می گویند:
1گرم ماده سفیده ای4کالری
1گرم ماده چربی9کالری
1گرم ماده نشاسته ای4کالری حرارت تولیدمی کند.
اکنون شخصی به وزن 70کیلو گرم را درشرایط لازم برای آزمایش متابولیسم بازال رابالا
قرارمی دهیم بدین معنی که از14تا20ساعت قبل غذا نخورده(برای اینکه جهازهاضمه در
حال استراحت باشد وفعالیت آن متابولیسم رابالا نبرد)واستراحت کامل نموده(زیراحرکت و
کارعضلانی باعث افزایش متابولیسم شده ومتابولیسم بازال را بالامی برد)وبا لباس پوشیده
درمحیط 18درجه قرارگیرد(دراین درجه حرارت بدن هیچگونه فعالیتی برای مبارزه با
گرما و سرمای محیط نمی کند بنابراین متابولیسم راتغییرنمی دهد و این درجه حرارت را
نقطه خنثی حرارتی گویند)درچنین شرایطی فرض می کنیم بدن این شخص که 70 کیلوگرم
وزن دارد درمدت 1/5ساعت،100کالری حرارت ایجاد نمایند سپس اگرمجددا درهمان شرایط
منتهی پس از خورانیدن 25گرم گوشت که تولید100کالری حرارت می نمایند او را آزمایش
کنیم می بینیم که درهمان مدت1/5ساعت به جای 100کالری 130کالری حرارت تولید خواهد
کرد یعنی متابولیسم بازال او30درصد افزایش یافته است.بامطالعه بسیاردقیق وطولانی وپراز
جروبحث دانشمندان معلوم شده است که این 30درصد حرارت اضافی دراثر فعالیت جهاز
هاضمه پیدانشده است بلکه به علت تحریک دستگاه عصبی(غددی بوسیله اسیدهای آمینه که در
نتیجه هضم مواد سفیده ای بوجود می آید تولید می شود.این اثرمخصوص که موادغذایی پس
ازاینکه داخل خون شد دستگاه عصبی)غددی را تحریک کرده وباعث می شود مقداری از مواد
ذخیره ای سلول ها بسوزد وحرارت اضافی رابوجود آورد به نام عمل دینامیک اختصاصی غذا
هاAction  dynamique  specif - Specifique  des  aliments
نامیده می شود و حرارت تولید شده را حرارت اضافی Extra-chaleur نامند.
هوسه Houssay فیزیولوژیست معروف آمریکایی درکتاب فیزیولوژی جلد 1 صفحه 656می
نویسند:
«اثردینامیک اختصاصی غذاها که ازخوردن پروتئین ها بوجود می آید به علت وجود شش اسید
آمینه زیر درآنها می باشد:گلیکوکول،آنالین،آسید گلوتامیک،تیروزین وفنیل آلانین و این آخری از
همه فعال تراست».
مکانیسم پیدایش حرارت اضافی ازغذاهای پروتیدی است که آسیدهای آمینه زیردرآنها می باشد:
گلیکوکول،آنالین،آسیدگلوتامیک،تیروزین وفنیل آلانین واین آخری ازهمه فعال تر است».
مکانیسم پیدایش حرارت اضافی ازغذاهای پروتیدی است که آسیدهای آمینه مزبورابتدابرتیروئید
اثرکرده وباعث ازدیا ترشح تیروکسین می شود و این ماده سورنال رابه فعالیت وا داشته که در
نتیجه آدرنالین فراوانی درخون می ریزد و آدرنالین سلسله سمپاتیک را تحریک می کند ونتیجه
همه اینهاتشدید احتراقات و بالا رفتن متابولیسم بازال است.
گلوسیدها(موادقندی)ولیپیدها(موادچربی)نیز این حرارت اضافی را تولید می کنندولی مقدار آن
خیلی کمتراز حرارنی است که پروتئین ها بوجود می آورند.
سولا(Soula)فیزیولوژیست فرانسوی درکتاب فیزیولوژی صفحه 30می نویسد که اگرگلوکز
در ورید شخص تزریق کنیم متابولیسم بازال بالا می رود واین عمل مربوط به اثردینامیک
اختصاصی غذاها می باشد.
هوسه درکتاب خودمی نویسد:
علت پیدایش حرارت مزبور این است که افزایش موادقندی درخون باعث می شود که احتراق
آن شدیدترشود،درمورد چربی ها نیزعلت ایجاد حرارت اضافی همین افزایش مقدار آن در
خون است.
ازآنچه ذکرشد معلوم می شود که موادغذایی علاوه برخواص اصلی خود که عبارت ازبدل
مایتحلل ونشو ونما ایجاد انرژی حرارتی و حفظ حرارت حیوانی باشد.آثارتحریکی دردستگاه
عصبی - غددی نیزداشته.ازاین راه هم حرارتی اضافه برحرارت احتراق خود تولید می کننذ؛
بدیهی است حرارت از سوختن ذخایرغذایی بدن به وجود می آید.
اینکه قدما می گفتند کشمش گرم است منظورشان تولید هممین حرارت اضافی (Extra Chale)
بوده نه اینکه کشمش مانند هرماده غذایی دیگردربدن سوخته و تولید مقداری کالری کند واگر
بخواهیم عقاید قدما را درباره مواد غذایی با اصول علمی امروزه کاملا تطبیق دهیم بایدهرغذایی
راکه واردبدن شده وپس ازهضم و جذب تولید حرارت اضافی ننمایند آن راغذای مطلق می نامند
واگرتولید حرارت اضافی کند آن راگرم می گفتند(مثلا کشمش گرم است)واگرتولید حرارت اضافی
 تولید نکند بلکه ایجاد برودت نماید آنراسرد می گفتند(مثلا کاهوسرد است)درباره غذاهایی مانند
گوشت که معروف به گرم هستندتوضیح دادیم که پس از ورود درخون،غده تیروئید راتحریک کرده
برسرعت وشدت احتراقات افزوده و حرارت اضافی تولید می کنند وبه عبارت دیگر باعث پرکاری
تیروئید شده متابولیسم بازال را بالا می برند.اکنون هنگام آن رسیده است توضیح دهیم چگونه یک
ماده غذایی مانند کاهویاکدو که بنام سرد معروف اند نه تنها حرارت اضافی تولید نمی کنند بلکه
ایجاد برودت و سردی دربدن می نمایند.اگربه گتابهای فیزیولوژی ومخصوصا کتب غذاشناسی
مراجعه کنیم خواهید دید برای کلیه موادغذایی اعم ازاین که منشاء حیوانی یا نباتی داشته باشند مانند
گوشت و تخم مرغ وشیر و کره وحبوبات و بقولات و سبزیها و میوه ها و غیره جداولی ترتیب داده
شده و برای هر واحد وزن آنها مقدارمعینی کالری ثبت نموده اند ککه پس ازسوختن مواد مزبور در
بدن مقداری کالری تولید می کنند منشاء این عقیده از اینجا پیدا شده است که برتلو شیمی دان معروف
فرانسوی مواد غذایی مختلف را درپمپ کالوریمتریک سوزانید و حرارت احتراق آنها را معلوم کرد و
پس از او دیگران بادرنظر گرفتن ضرایبی که درکتابها شرح آن داده شده است همان ارقام رابرای
احتراق موادغذایی دربدن منظور کردند و گفتند مثلا 100 گرم کاهو 30 کالری بزرگ حرارت دربدن
ایجاد می کند(کتاب تغذیه انسان تالیف Raymound Lalanne ترجمه احمدکافی).پس چگونه ممکن
است بعضی مواد غذایی و ازجمله کاهوتولید برودت و سردی دربدن نماید؟
جواب این است که بدن انسان بمب کالوریمتریک نیست و اشتباه فیزیولوژیست هاوغذا شناسان ازدوقرن
پیش به این طرف همین است که بدن انسان رانیز همانند ماشین دانسته و قوانین ترمودینامیک راکه شامل
حال ماشین ها می شود درمورد انسان رانیز به به کارمی برند.اینست که چون صدگرم کاهودربمب
کالوریمتریک می سوزد وایجاد سی کالری بزرگ حرارت می کند می گویند دربدن انسان هم می سوزد
وایجاد همین مقدارکالری می کند.البته شکی نیست که کاهوپس ازهضم و جذب و ورود درخون و دخول
درسلول و پس از اینکه جزءذخایرغذایی درآمد مثل سایرمواد ذخیره بدن به تدریج سوخته وایجاد حرارت
می کند ولی بحث ما این است که مواد حاصله ازهضم کاهوقبل ازدخول درسلولهای بدن وهنگامی که در
خون جریان دارد روی دستگاه عصبی - غددی تاثیر کرده وبه جای این که غده تیروئید راتحریک کند و
باعث ترشح تیروکسین شود وبر شدت وسرعت احتراقات بدن بیافزاید ومتابولیسم بازال را پایین می آورد
ومابه خوبی می دانیم که درپرکاری تیروئید(هیپرتیروئیدیسم)کلیه اعمال حیاتی وهمه فعل وانفعالات بدن
سریعتراست ودرکم کاری تیروئید(هیپرتیروئیدیسم)کلیه اعمال حیاتی کندتراست به طوری که اگردر پر
کاری تیروئید پوست شخص را لمس کنیم درجه حرارت آن را اندکی بیشتراز حد طبیعی و درکم کاری
تیروئید درجه حرارت بدن نظیرکاربوراتور دراتومبیل دانسته اند.همان طورکه دراتومبیل اگرپا را روی
پدال گازبیشتریاکمترفشاردهیم بنزین ازکاربراتور درهر واحد زمان به مقداربیشتریاکمترداخل سیلندرشده
وبه همان نسبت عمل احتراقات با سرعت یابه کندی انجام می گیرد و درجه حرارت موتوربالا یا پایین
می آید.به همان ترتیب ورود موادی درخون باعث می شود که غده تیروئید یا تحریک شده مقداربیشتری
تیروکسین درخون بریزد و برسرعت و شدت احتراقات بیافزاید و درجه حرارت بدن را اندکی پایین تر
ازطبیعی بیاورد،آنچه از مواد غذایی که قدما آنها را سرد می دانستند مانع ازترشح تیروکسین شده و از
خوردن آنها علاییم سردی در بدن پیدا می شود که درحقیقت کندی درکلیه اعمال حیاتی است و اگرچند
روز متوالی ازغذاهای مزبور خورده شود متابولیسم بازال پایین می آید.
یک نمونه ازاین موادد غذایی کلم است که درسال 1983Astoodدرایلات متحده آمریکا ضمن آزمایش
درخرگوش به خواص ضد تیروئیدی آن پی برد.توضیح آنکه دراثر استعمال مفرط کلم درخرگوش
مشاهده کردکه متابولیسم بازال این حیوان پایین آمده و مبتلابه گواترساده شده است.پس ازتجسسات عدیده
پی برد که درکلم ماده ای به نام تیواوره موجود است که دراثر آن غده تیروئید قادرنخواهدشد دی یدو
تیروزین راکه مرحله واسطه ترکیب تیروکسین است تولید کند.
البته تیواره را دانشمندان ازسال 1869می ششناختند ولی تا وقتیکه Astwood کلم راکه محتوی این ماده
 است درخرگوش آزمایش نکرده بود به خواص ضد تیروئیدی آن پی نبرده بودند(برای توضیح بیشتربه کتاب
غددمترشح داخلی و بیماریهای آن تالیف دکترنصرت الله کاسمی استاد دانشگاه تهران جلد1صفحه 200
مراجعه شود).
ولی باید دانست که اولاخرگوش با انسان درعین حال که وجوه مشابهی دارند دربسیاری ازموارد اختلافاتی
نیز دارند وبنابراین هرآزمایشی که روی خرگوش به عمل می آید ممکن است درمورد انسان نتیجه مشابه
نداشته باشد،ثانیا درآزمایشی که روی خرگوش به عمل آمده است به این حیوان کلم خام خورانده اند ولی
انسان معمولا کلم پخته می خورد وکلم پخته اثرکلم خام را ندارد.
بنابراین ممکن است کلم پخته درانسان متابولیسم بازال را پایین نیاورد ولی درمورد کاهو و کدو وغیره
مسلما چنین نیست.
اصلا چرا راه دراز و پرپیچ و خمی را طی کنیم وخود را درچهارچوب نیواره ومشابهاتش اسیر وزندانی
نماییم وبگوییم فقط غذایی که دارای این ماده شیمیایی هستند ضد تیروئیدند.چرادر دنیای وسیعتری گام بر
نداریم و نگوییم ویتامین ث و ویتامین A بعلت تضادی که با تیروکسین دارند ضد تیروئید هستند وبنابراین
متابولیسم را پایین آورده وتمام فعالیت های حیاتی را کم کرده و بدن راسرد می نمایند.پس به این سند
موثق فرمایید:
درکتاب(غددمترشح داخلی و بیماریهای آن)تالیف دکتر نصرت الله کاسمی جلد اول صفحه 147 چنین
می خوانیم:
«میان ویتامین ها هورمونهای تیروئیدی روابطی موجود است،تجاربی که دراین باب به عمل آمده به
نتایج قطعی نرسیده است و حتی بعضی از آنها باهم متضاد است،معهذا دراین باب اتفاق آراء موجود
است که میان ویتامین A و تیروکسین تضاد وجود دارد،ویتامین A ترشح تیروئید را متوقف می سازد
ومتابوب
موتابولیسم بازال را پایین می آورد،به همین دلیل استپ(Stepp)استعمال آن را درهیپرتیروئیدی تجویز
می کند؛تیروکسین نمی گذارد که کاروتن دربدن و ویتامین A مبدل شود،ویتامین C نیزمشابه ویتامینA
عمل می کند،اما ویتامین D برخلاف این ویتامین ها موجب کثرت ترشح تیروئید است».
حالا بیایید و در دنیای سبزی ها ومیوه ها وسایر محصولات طبیعی سیرنمایید وبه فهرست موادغذایی که
که انواع ویتامین ها و مقدار آنها از طرف شیمی دان ها و فیزیولوژیست ها ومتخصصان علم غذاشناسی
دقیقا تعیین و درجداولی ثبت گردیده است.توجه فرمایید آنگاه ملاحضه خواهیید نمودکه چگونه هریک از
ویتامین های A وDوC به وفور درمواد غذایی گوناگون یافت می شود،بنابراین منطقی است که فکرکنیم
آن عده ازمواد غذایی که دارای ویتامین هاAوCهستند پس ازهضم و جذب و ورود درخون ترشح تیروئید
را متوفق ساخته و متابولیسم بازال رابالا می برد و آنها را موادغذایی گرم باید باید نامیده،ولی دراینجا نیز
مانند همه جا نیزمانند همه جا ضرب المثل معروف(هرگردویی گرد است ولی هرگردی گردونیست)راباید
همیشه درنظر داشت وبنابراین حکم کلی نباید کرد زیرا ممکن است یک مواد غذایی به علت داشتن ویتامین
Cخاصیت ضد تیروئید داشته و متابولیسم راپایین آورد به علت وجود ماده دیگری درآن که محرک تیروئید
باشد متابولیسم بازال را بالاببرد،دراینصورت نمی توان حکم کرد که ماده مزبور چون دارای ویتامین C
هستند ازنظر بگذرانیم خواهیم دید که بعضی راگرم و بعضی رامعتدل می دانسته اند و فهرست مزبور این
 است:
کاهو،کدوی سبز،شاه توت،زرشک، تمشک،تمرهندی،لیموترش،آلبالو،گیلاس،گوجه فرنگی،انارترش،توت
 فرنگی،هلو،ریواس،اسفناج،طالبی،نخودسبز،سیب،موز،خربزه،هویج،شللغم،کلم،جعفری،تره،شاهی،ترتیزک
فلفل سبز.همه این موارد ویتامین C هستند بنابراین قاعدتا از ترشح هورمون تیروئید جلوگیری کرده
متابولیسم بازال را پایین آورند ولی حقیقت غیرازاین است و فقط مواردی که دراوایل لیست مزبورهستند
یعنی کاهو،کدو،شاه توت،تمشک،تمرهندی؛لیموترش و گوجه فرنگی وچندتای دیگرمتابولیسم بازال راپایین
میبرند و بنابراین سرد هستند وآنهایی که دراواخرلیست قراردارند ازقبیل تره،شاهی،ترتیزک وفلفل سبزبا
وجودآنکه دارای ویتامین C میباشند معهذا متابولیسم را بالا برده وبنابراین طبق عقیده قدما گرم هستند،پس
درحالیکه تجزیه های شیمیایی موادغذایی و آزمایش آنها روی هیوانات راهنمای ماهستند ولی دلیل قاطعی
به شمارنمی روند و جزامتحاناتی ازغیرمواد غذاییدربدن انسان به چیز دیگر نمی توان متکی بود،اگرماچند
روز ویتامین C خالص به مقدار قابل تحمل بخوریم به تدریج ترشح تیروکسین ازغده تیروئید ما کم می شود
ولی اگر تره تیزک بخوریم فقط ویتامین C نخورده ایم بلکه مواد دیگری نیز که بعضی از آنها شناخته شده
وبعضی ناشناخته است(وممکن است بعدها کشف شود)و مجموع آنها تره تیزک را تشکیل می دهند خورده ایم
این است که برای اطلاع از خاصیت حقیقی تره تیزکک باید تاثیرخود این ماده را در بدن معلوم کرد نه تاثیر
عوامل متشکله آن را و این کاری است که پزشکان قدیم ایران با رعایت کامل یک سلسله اصول علمی دقیق و
طی قرنها تجربه و هزاران آزمایش روی اشخاص سالم و بیمار آن را انجام داده اند،پس وقتی که سیداسماعیل
جرجانی می گوید کاهو سرد است وفلفل گرم است منظورش این است که تاثیرآنها بالقوه است نه بالفعل یعنی
کاهوپس ازهضم و جذب و ورود درخون اثر سردی ظاهرمی سازد وفلفل اثرگرمی،وجالب اینجا است که در
100گرم فلفل سبز،220میلی گرم ویتامین C وجود دارد و در100 گرم ککاهو18میلی گرم.
پس اگر وجود ویتامین C رافقط ملاک سردی بنامیم و حال آنکه قضیه به کلی برعکس است وهمان طور که
گفتییم کاهو سرد است و فلفل گرم،مطلب عجیب تر آنکه در کتاب های امروز می نویسند100 گرم کاهو 18
کالری بزرگ حرارت تولید می کند،واینجاست که تناقض آشکاری بین استمرار طبیب و واقعیت امر وجود
پیدا می کند وطبیب را به خطا می اندازد زیرا ازنظر علم پزشکی سوختن یک ماده غذایی دربدن وایجاد
مقداری حرارت به صورت کالری مستلزم بالا رفتن ممتابولیسم است نه پایین آمدن آن و اینجاست که عمل
دینامیک اختصاصی غذاها(Action Dynamique Specifique Des Aliments) نقش خود را ایفا
می کند که درباره آن باید کلیه فیزیولوژیست ها و غذاشناسان و پزشکان جوان مطالعه و تحقیق نمایند تا
گرمی و سردی برآنها روشن شود و از خطا درتشخیص و درمان بییماریها ذرامان بمانند.
روزی که خواص حقیقی خود مواد غذایی(نه خواص تک تک عناصر موجود در آنها)شناخته شد علم طب
درجاده مستقیم و حقیقی خودگام برداشته موفق به پیشرفت های واقعی خواهند شد و درآن روز است که
تحقیقات و تجسسات شگرف پزشکان قدیم ایران و موشکافی های آنها به درد طب امروز خواهد خورد.






نوع مطلب :
برچسب ها : طبع افراد مختلف،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 8 مرداد 1397
سجاد محمدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر